
مصاحبه کننده : ناتالیا آسپزی
- آیا شما به جوایز اهمیتی می دهید ؟
اگر جواب بدهم نه ، دروغ گفته ام . مثل این است که یک نویسنده بگوید که کاملا برایش بی اهمیت است که کسی نوشته هایش را بخواند یا نخواند . مسلما فیلم ها برای دیده شدن ساخته می شوند ، اما اگر " نوستالگیا " ، اینجا در " کن " جایزه ببرد ، من واقعا خوشحال خواهم شد .
تمام مراحل ساخت " نوستالگیا " از شکل گیری ایده تا فیلم برداری و تولید در ایتالیا صورت گرفت ،
با این وجود این فیلم ، روسی ترین فیلم من است .- نظرتان درباره ی ماندن در ایتالیا چیست ؟
بسیار برای ماندن مشتاق هستم . ایتالیا ، تنها کشوری بود که توانستم برای زمانی طولانی در آن بمانم . من بیشتر از یک هفته نمی توانستم جای دیگری دوام بیاورم . با این وجود ، آخر همین ماه به مسکو باز خواهم گشت . من مدت زیادی دور از سرزمین و مردمم نمی توانم زندگی کنم . پروژه های زیادی را در سر دارم ؛ باید تصمیم خودم را بگیرم . ساختن فیلمی بر اساس " ابله " اثر " داستایوفسکی " ، ذهنم را کاملا درگیر کرده است . فرهنگ و اندیشه ی من کاملا تحت تاثیر و پرورش یافته ی نویسندگان بزرگ روس است . من هم مثل آنها تجربه های زیادی در ستیز برای برقراری پیوند میان زندگی مادی و زندگی معنوی داشته ام .
- آیا درست است که شما " نوستالگیا " را فقط یک بار قبل از آوردنش به " کن " دیده اید ؟
بله . و به شدت راضی کننده بود . احساس می کنم که این فیلم ، موفق ترین فیلم من است . و به بهترین شکل ممکن ، دنیای درونی من را به تصویر می کشد . قهرمان فیلم ، به گونه ای همذات خود من است . او تمامی احساسات ، خصوصیات روانی و طبیعت من را یک جا در خود دارد . او تصویر من در آینه است .
- چرا اصرار دارید درباره ی فیلمتان حرف نزنید ؟
این طور نیست . من فقط نمی خواهم پیرنگ داستان فیلم را تعریف کنم . به نظرم کار بیهوده ای است . چه اهمیتی دارد که ما بدانیم که با یک نویسنده ی روس سرو کار داریم که برای یک سری تحقیقات درباره ی یک مرد روستایی هم محلی اش که هنرمندی بوده که تمام آثارش دو قرن است که بین رفته ، به ایتالیا می رود و حالا با یک استاد ایتالیایی و یک مترجم بلوند مواجه می شود ؟!
با این وجود من سعی میکنم ، آن چیزهایی که فیلم می خواهد بیان کند را بازگو کنم . و آن بیان احساسی است که عمیقا در من ریشه دوانده است . و از زمانی که روسیه را ترک کرده ام ، همچنین احساسی نداشته ام . به همین دلیل ، می توانم بگویم ، تنها جایی که می توانسته ام " نوستالگیا " را بسازم ، ایتالیا بوده است . برای ما روس ها " نوستالگیا " ، مثل شما شما ایتالیایی ها ، یک حس لطیف و آرام نیست . برای ما یک بیماری کشنده است ، یک مرض نابودگر است ، مصیبتی بزرگ است که ما را اسیر می کند . نه اسیر دور بودن و محروم بودن خودمان از آرزو ها و خواسته هایمان ، بلکه اسارتی که حاصل از رنج دیگران است . حاصل از دردی مشترک است .
- در میان آثارتان ، " نوستالگیا " را در چه جایگاهی قرار می دهید ؟
" نوستالگیا " به
شدت برای من ، فیلم مهمی است . این فیلمی است که سعی داشتم خودم را به شکلی
کامل در آن به تصویر بکشم . باید اعتراف کنم که این فیلم این یقین را به من داد
که سینما واقعا یک شکل هنری بزرگ است . و حتی می توانم بگویم توانایی نشان دادن
پیچیدگی های غیر قابل درک روح انسان را هم دارد .
- با وجود اینکه شما فقط یک بار این فیلم را به صورت کامل شده ، دیده اید ، اما
می خواهم بپرسم که چه چیزی در آن بیشتر روی شما تاثیر گذاشت ؟
نوعی غم غیر قابل
تحملی که در فیلم بود ، که به نوعی بازتاب کاملی از تمام نیاز های من برای غسل
در معنویات است . در هر حال ، من تحمل شادمانی را ندارم . به نظر من مردم
خوشحال ، گناهکارند . چرا که توان درک بهای سنگینی را که باید برای زندگی
بپردازند ، ندارند . خوشحالی و نشاط برای من فقط از جانب کودکان و افراد
سالخورده ، قابل پذیرش است . اما در مورد بقیه ، کاملا برایم غیر قابل
بخشش است .
-
چون من فقط فیلم هایی را می ساخته ام که دوست داشتم بسازم . و البته برای این کار سرمایه ی مالی زیادی هم لازم بود . و حالا ، بعد از 50 سال سعی می کنم از طمع و زیاده خواهی خودم دست بکشم . شاید لازم باشد کمی عجله کنم . باید بیشتر کار کنم . باید همه چیز را بگویم .
برگرفته شده از سایت : http://www.stalker.blogfa.com
![]()

